کاش می شد که کسی می آمد

قلبه رنجوره مرا با خود  می برد

با آسایش دل با آرامش می شستش

از غم و بی مایگی از ترس می شستش

مثله یه بارون ناز آلودگی را می بردش

کاش کسی می آمد شعری برایم می خواند

آروم آروم مرا می برد و عاشقم می راند

و از پرواز برایم می گفت و رهایم می کرد

مثله پرواز پرستو که رویای خویش می سازد

کاش کسی می آید و شوق رسیدن را برایم می آموخت