من خیلی دوست دارم و عاشقتم  و هر ذره از وجودم فدای یه لبخندت از سرمهر..

من نگویم که خاموشم مرا روشن کنید
من نگویم که عاقل باش یا دیوانه باش
همچی در این است :
گر سر مقصود داری مو به مو جوینده شو 

ور وصال گنج خواهی سر به سر ویرانه باش

 

 

 

بخدایی که من را با روح خود آرامشی گرداند

به آن آرامش و عشقی که بر نقش دلم انداخت

خودش گفت از دوتا بودن و از تنها جدا بودن

بدنبال خدا بودن و از بت ها به دور بودن

زمانی که رسمش کرد و سنت شد جفت بودن

چرا حالا همه تنها و با تنها شدن خوشحال

 

 

 

پسر ایرونی